جامعه ایران در حال تجربه یک دگرش ارزشی با تغییر در اقلیم زیست فردی و جمعی و جامعوی است . نظام حقوقی همپای این تحولات باید رویاهای مردم را ببافد تا به قاعده های الزام اور اثر بخش بدل شود. همپای تحول خواهی ایرانیان باید تغییر در بافت و ساخت حقوقی طی بازخوانی ساختارها و هنجارها و رفتارها شکل بگیرد. تاب اوری نهاد قدرت برای ایجاد موازنه بین ثبات و تحول اهمیت می یابد. نهادهای مدنی به فراخور کارکرد و تخصص خود باید توسعه اجتماعی را برای تحول سازنده و مثبت برای وطن ایفا کنند. خشونت و تخریب رقیبان نا همدل سازندگی و کنشگری اصلاح مدارانه هستند. نقش حکمرانی همکارانه و مشارکت پذیرانه در این میان جدی است. کانون های وکلا بعنوان دیرینه ترین و پیشینه مند ترین نهاد مدنی ایران ،دو نقش متمایز دارند یکی یاصلاح و توسعه نظام حقوقی و ارتقای حقوق بشر در فرایند دادرسی منصفانه است و دیگری ارائه خدمات وکالتی به متقاضیان . بعنوان نمونه در وقایع اخیر اعتراضی با طیف وسیعی از متقاضیان خدمت حقوقی مواجه هستند که در کشاکش نا فرمانی مدنی دچار چالش های قضایی شده اند. به جز افرادی که بصورت تسخیری به کانون ها تعرفه شده اند طیف زیادی به صورت داوطلبانه خدمات وکالتی رایگان دریافت کرده اند..فارغ از این کارکرد ، بعنوان یک نو اموز عدالت ، از منظری میان دانشی ، در آزمایشگاه حقوقی و معرفت شناسی حقوقی ، می خواهم وقایع اعتراضی اخیر را کالبد شکافی و جریان شناسی کنم.در معاینه این بیمار بصورت بالینی 3 عارضه قابل تحلیل هست. اولین عارضه نقصان در "شناسایی حق ها" ست.دومین عارضه چالش "تضمین حق ها "است .سوم عارضه "مواجهه با مطالبه حق ها "ست. در تحلیل عارضه اول از منظر حقوقی ما با یک انباشت وسیعی از حق های اجابت نشده یا نادیده ا
برچسب:
نویسنده: نیکی نیکفر
تاريخ: دوشنبه
3 بهمن
1401 ساعت: 13:01